گفتند : چه داری که چونینی ؟ گفتم : ندارم که چنینم ! در وادی استغنا ، هیچ بودن خوش هست وگر نه انجام و سرانجام ما زاییده فقر و رضاست ! بار الها ! دست قلاب کرده و قلب خویش را محرم ذکرت کردم ، تفکر کردم و توکل یافتم بال گشودم چو عنقا ، در قاف دعاهایم پر زدم ، سیمرغ وار سوختم سیمرغ وار ساختم !!!آتش عشقت گلستان عمرم شد و من در بند تو شدم و بنده شدم !!!یا رب من هیچ ندارم و هیچم و چه سرمست از این پوچی و کوچی که از برای رضای توست ! الحمدالله علی کل حال . زهرا ۰۷/۰۹/۲۰۲۱
برچسب:
نویسنده: نرگس نوری
تاريخ: چهارشنبه
8 تير
1401 ساعت: 13:02